، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

ني ني ما:)

دخترم عيدم تموم شد..

سلاااااااااااااااااااااااام بر دختر گلم   عزيزم بالاخره ديروز سيزده به در هم رفتيم و عيد 93 هم تمام شد ديروز داشتم به زن عموت ميگفتم انگاري ما رو گذاشتن رو دور تند زندگي... خيلي سريع داره ميگذره  8تا عيد با پدرت زندگي كردم انشالله اين زندگي 120ساله شه باتو دختر عزيزم و شايد در اينده با خواهرت يا برادرت..   خيلي دوستت دارم  خيلي مهربوني و همش دوستت داري پيشم باشي لحظه اي ازت دور شم قشرق بپا ميكني دوستتت داري پيش ات باشم   خيلي مهربوني دخترم گلم.....   ديروز سيزدهم فروردين مصادف روز طبيعيت رفتيم حياط مامان بابايي و سيزده به در كرديم   و بعدش رفتيم خونه مامان زري براي محيا كردن مراسم فا...
14 فروردين 1393

اين روزهايي عيد بيشتر فرصت دارم عاشقي كنم..

سلام دخترم9ماه و چند روز خودم....   دخترم خيلي دوستت دارم جديدن با شيريني كارهات دل من و بابايي برديييييييييييييييييييييييي   انقدر دوستت دارم كه حد اندازه نداره   مهربونم  ...بعي اوقات دلم ميخواهد ساعت بشينم كنارت فقط نگاهت كنم خيلي معصوم .و دلچسب شدي گلم   فردا 13ام هست و پايا عيد نوروز دوستت دارم خيلي زياد برايم بمان تا ابددددددددد*******       &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&...
13 فروردين 1393

عيدامسال خيلي رنگ بويي ديگه با وجود تو گرفته گلم:)))))))))))))))

سلام دختر گل 9ماه من   ماماني هر روز ميگذره تو توي دلم خيلي بيشتر خودتت جا ميكني   خيلي دوستت دارم گلم تو خيلي ناز هستيييييييييييي و خيلي جگيري من جرائت ندارم كمي با شما جدي حرف بزنم سريع همه موضع ميگيرن   ههههههههههههههههههههههههه :)خيلي خوشحالم كه انقدر توي دل همه جا باز كردي دخترم   خيلي خوبييييييييييييييييي  ...   امسال عيد با شما رفتيم امديدم راستي ديروز دوست بابايي با همسرم بسياررررررر محترمش   اومدم خونه ماااااااا خيلي خوب و مهربونن هستن خدا روزي شون كنه يك فرزند سالم و صالح :) الهي امين يا رب العالمين   خاله مهشيد تازه از راهيان نور اومده خيلي تعريف كرد من براي جو اي...
11 فروردين 1393

سيسموني دخترم:))**(1)

سلام دخترم خوبي ماماني بالاخره  اتاقت روتموم كرديم شكر خدا انشالله به سلامتي بياي .... عكسهاش برات ميذار عزيزم ميخواهمم يادگاري داشته باشي مامانب دوستت داريم:)                                                     _________________________________________________________________________                   &...
6 فروردين 1393

دخترم وووو اولين عيد نازنينم

سلاممممممممممممممممم قربونت بشم خيلي دوستت دارم عزيزم   خيلي خوبيييييييييييييييييي   اين اولين عيد شما ست انشالله120 سال سبز بماني دخترم   من شما امسال حسابي عيد ديديني كريدم با يك خانواده سه نفري عاليييييييييييييييي   بريم رساغ عكسات مامانييييييي   اينجا ماماني داريم ميريم عيد ديديني بوسسسسسسس               ************************************************* اينجا تازه از خواب پاشدي داري سي دي خاله ستاره ميبني قربونت برم     ******************************************************************* اينجا اتاق خاله مهشيد شماست ق...
6 فروردين 1393

اين روزهاي اخر سال خستم كلافه ام

سلام دختركم اين روزها خيلي نگران ميشم   نگران كار و خونه تكوني هستم   نگران شما هستم   اما انشالله به خوب تموم ميشه لولوسي من!!   دوووووستت دارم   خبر اين روزها بدهم:)))   دوتا دندون در اوردي موموشي مامان   خيلي دوستت دارم دارم     حجابت برمممممممممممم مامانيييييييي   نخود چييييييييييييييي ...
10 اسفند 1392

دختر سخن گو من من....................

سلاااااااااااااااااام دختركم وروجكم   عاششششششششششششششقتم     الان ساعت 1 نيم  نيمه شبه و 2 اسفند ماه اخرين ماه سال 92 هست وقتي صداي تيك تيك صداي ساعت   مي شنوم متوجه سرعت زمان مي شوم كه چطوري مثل باد بي صداي ميگذرد   و از من عبور ميكند و گوش زد ميكند داري جلوي مي روي   و اين باعث مي شود نجواي از دورنم  فرياد بزنند  سعي كن شرف و رئوف بماني   و چقدر اين ذكر كه در اعماق من  پژواك مي كند سخت و طاقت فرسا است   مگه مي شود انسان خوب باشيم   باي اين همه ناگفته ها ي نامحدود...........................   خوب بودن چه تعريفي و...
2 اسفند 1392

دختركم چقدر اين روزها بي قراري

سلام ماماني روزهاي خوبي پشت سر نذاشتيم ماماني :(((   عيبي نداره اين نيز بگذرد   ______________________________________________________________   اول از همه بگم ماماني چند روز دل درد شديد گرفته بود سرماخوردگي هم داشت دركنار همه اين حرفها   خيلي رووحيه اش الكي بهم ريخته بود.شايد براي كم خوني بود.   بابايي هم سرماخورده بود و واقعا هيچي كدوم مون انرژي نداشتيم   وايييييييي شيردهي و ضعفففففففف شديد كه ديگه نگو و و و و و و   خيلي ناراحتم چون  دو روز پيششششششش  وقتي صبح بيدار شدم خيلي حالم بد بود طوري يك بار   چشمام بد جوري سياهي رفت .سريع زنگ زدم به زري مامان ...
24 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ني ني ما:) می باشد